X
تبلیغات
رایتل

25. یا قاضی الحاجات

شنبه 9 مرداد 1395 ساعت 19:18
چقدر بی حوصله ام امروز . نفس باز هم داشت می گرفت . خدایا ان بالا هواست به ما هست؟ مگه میشه نباشه ؟حتما هست! یک سبد دستم گرفتم ما بین قفسه های ذهنم دنبال هر چه لازم هست می گردم . نگرانم زیاد ، سلامتی مادر و پدر را می اندازم توی سبد . حال خوش خودم را می اندازم . لبخند روی لب هایمان را می اندازم . اوکی شدن کار هایم را می اندازم . یک سفر پر آرامش را می اندازم . یک بسته ی بزرگ امید را می اندازم . سه چهار بسته آرامش . درمان کلافگی هایم را . بعد میایم پشت صندوق با خنده هایت حساب کتاب کن!

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد